تعریف برندسازی در کسب و کار

  • توسط احد
  • 03/12/2019
  • 0
تعریف برندسازی

رسیدن به یک تعریف خوب برای برندسازی کار سختی است چرا که درک تعریف برندسازی می تواند کمی فریبنده باشد و همچنین نوشتن یک تعریف برای آنju بسیار دشوار است. مشتریان، دوستان، آشنایان، اعضای خانواده، صاحبان کسب و کار و دیگر افراد اغلب درگیر فهمیدن معنی واقعی برندسازی در کسب و کار هستند.

برندسازی چیست؟ آیا برندسازی به آرم مربوط است؟ آیا باید احتمالاً چیزی مربوط به رنگ ها و وسایلی باشد که در بازاریابی از آن ها استفاده می کنید؟ آیا چیزی است که به وسیلۀ آن با افراد در شبکه های اجتماعی و یا جایی که می خواهید تبلیغ کنید، صحبت می کنید؟

در واقع جواب، همۀ این ها و کمی بیشتر است. اول از همه باید گفت که برندسازی صرفاً قبول کردن و باور داشتن به این مهم است که شما بهترین محصولات یا سرویس ها را ارائه می دهید، دقیقاً در زمانی که آن ها به یکی از محصولات و یا سرویس ها و چیزهایی که به دنبال بازاریابی آن ها هستید برمی خورند. وقتی بتوانید به این وضعیتی با تعداد مشتریان کافی برسید، رشد کسب و کارتان بسیار بالا می رود و شما از موفقیت هایی که خست به آن ها رسیده اید لذت خواهید برد. به نظر چندان هم سخت نیست. هست؟ درواقع این کار ساده است. به مثال زیر توجه کنید:

مردم نیاز به راهی برای جا به جایی سریع تر داشتند، از این رو خودرو ها اختراع شدند. حالا ما شاهد تنوع بالایی از برند ها هستیم که هر کدام مشخصه های مختلف و شرکت هایی با باور های متفاوت دارند. بعضی از این برندها خوب و برخی بد تلقی می شوند. بعضی به قابل اطمینان بودن معروفند و برخی برعکس. بعضی گران تر هستند و برخی ارزان تر.

نکته ای که اهمیت دارد این است که مردم در مورد برند ها اطلاعات دارند و می توانند لیست کوتاهی از آن ها را گردآوری کنند، بدون این که حتی کسب و کار هایی که معروفیت کمتری دارند و ممکن است انتخاب بهتری نیز باشند را در نظر بگیرند. جف بزوس تعریف خوبی از برندسازی دارد که می گوید: «برندسازی چیزی است که افراد دربارۀ شما وقتی در جمع حضور ندارید می گویند.» پروسۀ درک یک برند همانند روشی است که شما یک باوری را نسبت به دیگران در ذهن می پرورانید. به چیزی که آن ها می گویند گوش می کنید، رفتار آن ها را می بینید، تجربیاتی که دیگران با آنان داشتند را می شنوید، به نحوۀ معرفی خودشان به دیگران می نگرید و تصمیماتشان را بررسی می کنید، درست قبل از این که تمام این ها را ناخودآگاه با هم بیامیزید و اولین باور و نظر نسبت به آن ها را شکل دهید. چه درست باشد چه اشتباه. دلیل این که پروسۀ بندسازی کاری است، وقت صرف شده و سرمایه گذاری های انجام شده توسط صاحب کار و یک نمایندگی برندسازی حرفه ای است.

تعریف برندسازی

برندسازی انجام حداکثر تلاش برای اطمینان یافتن به این مهم است که افراد مرتبط در مورد کسب و کار شما درست فکر کنند

حال چه چیزهایی روی برند شما تأثیر می گذارند؟ بگذارید چند مثال را بررسی کنیم:

چقدر ممکن است شما وکیلی را بعد از این که یک همکار دربارۀ رفتن او با لباس کشتی مورد علاقه اش به دادگاه، به شما اطلاعات داده، استخدام کنید؟ اصولاً این انتخاب لباس تأثیر واقعی ای روی انجام صحیح کارشان ندارد اما قطعاً طرز فکر دیگران نسبت به آن ها را تغییر می دهد و بر روی میل به اعتماد کردن به آن ها در مورد چیزی به این مهمی تأثیر می گذارد. البته این مثال کمی افراطی است اما بسیار مرتبط نیز هست. مردم برای این که کسب و کار، خدمات و محصولاتتان چطور به نظر می آیند، اهمیت زیادی قائل هستند. بگذارید یک مثال مشابه در شرایطی واقع گرایانه تر بیان کنیم:

اتفاق خوبی برای شما یا یکی از اطرافیانتان رخ داده، از این رو همه برای صرف غذا و جشن گرفتن به رستورانی رفتید. از این که همیشه به یک رستوران می رفتید خسته شده اید و تصمیم می گیرید که مکان جدیدی را امتحان کنید و به همین دلیل به مرکز شهر می روید تا به دنبال رستورانی جدید و جذاب بگردید که تا به حال آن جا نرفته اید. بی شک کسی در جمعتان داوطلب می شود تا در فضای مجازی به دنبال پیشنهاداتی بگردد. دو نکته اصلی بازاریابی در این قسمت وجود دارد که از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا این دقیقاً زمانی است که افراد تصمیم می گیرند که اولین قدم از چند قدم لازم برای خرید چیزی از شما را بردارند.

بگذارید وارد جزئیات شویم:

بازاریابی فیزیکی

بازاریابی فیزیکی – آفلاین

شما در حال قدم زدن هستید و اطرافتان رستوران هایی وجود دارند که حتی نام نیمی از آن ها را هم نشنیده بوده اید و از آن جایی که از باقی رستوران ها نیز اطلاعات کمی دارید، نمی توانید تصمیمی آگاهانه اتخاذ کنید.

وقتی افراد نمی توانند زمان زیادی را برای تحقیق و کسب اطلاعات صرف کنند، باید از اطلاعات موجود در آن زمان برای تصمیم گیری استفاده کنند. به همین دلیل برخی از ایده های تبلیغاتی کسب و کار های کوچک بسیار کارآمد است.

جاذبه ظاهری رستوران: اگر این طور به نظر بیاید که مالکان برای ظاهر کسب و کارشان و نحوه ارائه خدماتشان به مشتری اهمیتی قائل نیستند، بنابراین عده ای از افراد به دنبال جای دیگری خواهند گشت.

تعداد مشتریان: وقتی یک کسب و کار تعداد مشتریان زیادی داشته باشد، نشان دهنده و مدرکی است برای این که آن جا مکان مناسبی هست. اگر نه، پس چطور این تعداد مشتری در آن جا پول خرج می کنند؟

وضعیت قیمتی: افراد بر اساس قیمت ها، به شما نمره می دهند و  اگر شما به اندازه کافی تلاش نکنید تا به آن ها ارزش محصولات یا خدماتتان را بفهمانید، آنان از شما خرید نخواهند کرد.

اگر به نمای رستورانی نگاه کنید و ببینید که آرم آن بدون هیچ فکری و یا با حداقل فکر با طرح های قدیمی طراحی شده و یا حتی منوی آن با چسب به هم چسبانده شده، یکی از این دو پیام را در یافت می کنید که این رستوران اهمیتی برای حرفه ای نشان دادن خود قائل نیستند و یا توان مالی آن را ندارند. هیچ بهانه ای برای بی اهمیت بودن وجود ندارد و اگر توان مالی رقابت کردن را ندارند، پس باید بدانند که مردم نظر بدی در قبال این رستوران دارند و بهتر است تخلیه شود.

بازاریابی آنلاین

حضور در فضای مجازی و آنلاین

در این حین که در حال قدم زدن برای یافتن رستورانی هستید، یکی از دوستانتان در فضای مجازی به دنبال رستوران های محلی پیشنهادی می گردد و قطعاً در بازه زمانی کوتاه، انبوهی از اطلاعات را به دست خواهد آورد.

نظرات مشتریان: توان مدیریت و فراتر رفتن از حد انتظار مشتریان چیزی است که باعث ایجاد نظرات مثبت می شود. شما تنها وقتی می توانید این کار را بکنید که درک درستی از مشتریان داشته باشید و چیز هایی که آن ها از شما می خواهند را بدانید.

وب سایت: بعضی از رستوران ها مخصوصاً اگر در مکان شلوغی واقع شده باشند، از یک سایت ضعیف استفاده می کنند اما این کار فایده ای برایشان نخواهد داشت. رستوران ها باید به بهترین نحو از سایت هایشان برای جذب مشتریان جدید استفاده کنند. اگر می خواهید کسب و کارتان را بزرک تر کنید پس نیاز دارید تا کارهایی کنید که رقیبانتان انجام نمی دهند و خدمات و محصولات جدیدی ارائه کنید که به بهترین نحو از کارکنان، فضا و سرمایتان استفاده شده باشد.

شبکه های مجازی: با افزایش روز افزون کاربران شبکه های اجتماعی، پنهان کردن نظرات منفی مشتریان بسیار سخت شده است. ایجاد ارتباط با افرادی که به کار شما علاقه دارند، اهمیت بالایی دارد. آن ها می توانند نظرات ارزشمندی دربارۀ کارهای درست شما و مواردی که نیاز به ارتقاء دارند بدهند. اگر نتوانید بفهمید این افراد چه کسانی هستند و چه چیزی به آن ها انگیزه می دهد، پس بعید است برای مدت زیادی بتوانید با آن ها همراه باشید.

مشخصه های آنلاین و آفلاین

چندین مشخصه وجود دارد که در هر دو حالت بازاریابی شما صدق می کند.

ارتباط تأثیرگذار: وقتی تعداد انتخاب برای مشتریان زیاد می شود، آن ها انتظار دارند تا صاحبان کسب و کار در انتخاب به آن ها کمک کرده و اطلاعات مورد نیازشان برای اتخاذ تصمیمی آگاهانه را در اختیارشان بگذارند. اگر رستورانی برای قرار دادن منوی خوانای خود در بیرون از رستوران وفت نگذارد، آن ها مشتریان را مجبور می کنند تا به داخل بروند و از کارکنان سوال کنند. کاری که بعید است اکثر افراد به غیر از زمانی که حتماً می خواهند در آن مکان غذا میل کنند، انجام دهند. یک برند قوی از نیازهای مشتریانش باخبر است و به طریقی به دنبال آسان کردن زندگی آن هاست.

شفافیت قیمت ها: رستورانی را تصور کنید که قیمت ها را در منوی خود نگنجانده باشد و شما را مجبور به تماس و یا بدتر از آن حضور فیزیکی برای پرشق قیمت کند. وقتی مشتریان قصد خرج پول خود را دارند، قطعاً به مکانی روی می آورند که بیشتر از همه آن ها را درک کند. قیمت یک عامل بسیار مهم است و اگر شما در این مورد از شفافیت لازم برخوردار نباشید، و یا به خود زحمت این را هم ندهید که راحت به مشتریانتان مقدار پولی که می خواهید از آن ها بگیرید را اطلاع دهید، احتمالاً آن ها نیز به دنبال جای دیگری خواهند گشت.

حضور برند

حضور برند

دلایل فراوانی برای اهمیت مدیریت حضور برندتان وجود دارد اما در نهایت هر چه بهتر بتوانید ارتباط خود را با مشتریان بالقوه و ارباب رجوع حفظ کنید، کارتان بهتر خواهد شد. وقتی مشتریان تصمیم به خرید دارند اما اطلاعات کافی برای یک انتخاب آگاهانه در اختیارشان نیست، با احساس خود جلو می روند و خرید می کنند. ممکن است این انتخاب کاملاً برایشان اشتباه باشد، اما وقتی برند شما تمام اطلاعات مورد نیاز را در اختیارشان قرار نمی دهد، آن ها هم مجبور به انتخاب ناآگاهانه می شوند. آن ها مجبور به تصمیم گیری های عجولانه ای می شوند که از روی اطلاعات ظاهری اتخاذ شده است.

برند شما باید به نحوی که مشتریان نیاز دارند، قابل رویت باشد

برند شما همچنین باید به درستی تعریف شده و مشخص باشد تا مشتریان بدانند که دقیقاً چه می خرند و اهداف برند شما چیست. به موضوع زیر فکر کنید:

اگر اکثریت مشتریان شما را افراد بالای 65 سال تشکیل داده، دیگر دلیلی برای قرار دادن تمام اطلاعات خود در یک نرم افزار تلفن همراه و یا سایتی با طراحی ضعیف وجود ندارد. اگر استفاده از سایت شما برای افراد سخت باشد (هرچقدر هم زیبا باشد) آنگاه علاقه خود نسبت ب برند شما را از دست می دهند. با ایجاد یک برند و درک درست افرادی که پول خود را صرف خدمات و محصولات شما می کنند می توانید با آن ها به روشی که ترجیهشان است و زندگی را برایشان آسان تر می کند، ارتباط برقرار کنید. مردم اغلب راهی را پی می گیرند که کمترین دشواری را داشته باشد پس اگر کسب و کار شما راحت ترین راه برایشان باشد، آنگاه شما درخواست های بیشتری در کارتان خواهید داشت و رونق بیشتری را تجربه خواهید کرد.

ثبات برند

ثبات برند

ثبات برند یعنی ارتباط تأثیرگذاری که با یک زبان با مردم سخن بگوید و به آن ها در یافتن دلیل انتخاب شما به جای دیگران کمک کند. ما ترجیه می دهیم کخ برند را به آدمی تشبیه کنیم چرا که با این روش می توان درک بهتر و ساده تری از موضوع پیدا کرد.

انسان ها با ثبات هستند و در اکثر مواقع، از روی عادت عمل می کنند. حرف زدن، رفتار و تصمیمات ما الگوی خاصی را دنبال می کند که خیلی تمایل به تغییر ندارد. عادت ها چیزهایی است که ما به آن ها عادت داریم و خیلی هم خوب هستند چرا که شما قبل از این که فرد کاری انجام دهد، از روی عادت هایش می دانید که باید انتظار چه حرکتی را داشته باشد.

برند ها نیز باید چنین ارتباطی که بین دو انسان هست را با مشتریان خود داشته باشند.اگر دوست شما با لهجۀ شهر خاصی صحبت کند و به یک باره لهجه اش تغییر کند شما حداقل کمی نگران می شوید و باعث سردرگمیتان می شود.وقتی دربارۀ برند ها صحبت می کنیم، این بی ثباتی و نگرانی و سردرگمی حاصل از آن تبدیل به از دست دادن مشتری (جدید یا قدیمی) و پول برایتان می شود.

  • بی ثباتی برند می تواند هر یک از موارد زیر باشد:
  • از لحن و سبک صحبت کردن متفاوت استفاده شود.
  • تبلیغ برند در مکان های ناهمخوان و مختلف.
  • قیمت های خیلی بالا و یا خیلی پایین برای جذب مشتریان.
  • عدم رعایت مقررات.
  • استفاده از سبک های دیداری مختلف.

موارد زیادی را باید در نظر گرفت اما با کمک گرفتن از متخصصان برندسازی و طراحی می توانید با خیال آسوده کار را به تیمی متشکل از متخصصانی پیگیر بسپارید و آن ها با دقت زیاد به تک تک این موارد توجه کنند. آن ها  به نحوه درست استفاده از زبان توجه می کنند و آن را به یک سبک دیداری مناسب تبدیل می کنند. آن ها در نحوه درست تبلیغ شما را راهنمایی می کنند و به شما در ایجاد ارتباط درست با افراد و مشتریان به سبک یک برند، کمک می کنند.

بدون صرف زمان و انرژی برای ایجاد برندی قوی، این خطر را پذیرفته اید که جدی گرفته نشوید و یا اطمینان کافی را به مشتری برای خرج پول انتقال ندهید. کمپانی هایی که برند ندارند و یا قصد سپردن کارها به مشتریان را دارند، بیشترین ضرر را وارد می کنند.

برندسازی و طراحی نوعی سرمایه گذاری است که شما نباید خودتان به تنهایی همۀ کارهایش را انجام دهید و اگر شخصاً سعی بر ساخت هویت برندتان کردید و یا آرم کسب و کارتان را طراحی کردید، احتمالاً در پایان و در طولانی مدت، باعث خرج تراشیدن برای خودتان خواهید شد. هزینه های برندسازی ممکن است وحشت آور باشد اما کار با متخصصان برندسازی می تواند یک سرمایه گذاری واقعی در کسب و کارتان باشد. یک برنامه ریز مراسم عروسی فکر کنید که به شدت در حال تبلیغ تخصصش در زمینۀ برگذاری مراسم های لوکس و پرهزینه است. حالا تصور کنید که او از شماره تلفن همراه و یک ایمیل هات میل (Hotmail) در کارت ویزیت و دیگر موارد تبلیغاتی خود استفاده کند.

کیفیت برندسازی

مسئلۀ اصلی چیست؟

استفاده از شماره تلفن نشان می دهد که شما انقدرها در کسب و کارتان بزرگ نیستید که یک خط تلفن ثابت را وقف کارتان بکنید. وقتی چنین فکری به ذهن مشتریان خطور می کند، آن ها در درستی انتخاب کردن شما شک می کنند. چنین چیزی در مورد استفاده از سرویس های ایمیل رایگان نیز صدق می کند. برای داشتن یک ایمیل حرفه ای، راهکار سالانه کمتر از 15 یورو خرج خواهد داشت. فرق بین این دو مثل فرق بین یک استارت آپ نوپا و یک کسب و کار تثبیت شده است.

مردم به حق سوالاتی را در مورد اعتبار شما در ذهن شروع به پروراندن می کنند.

«این ها چطور می توانند مراسم های پر خرج را مدیریت کنند وقتی حتی توان تهیۀ یک خط ثابت و یا ایمیل حرفه ای را ندارند؟»

حق هم دارند. این انتظار می رود که شرکت های حرفه ای، ایمیل، سایت و خطوط ارتباطی حرفه ای نیز داشته باشند.

«آن ها قطعاً کوچک، بی تجربه و یا رندی تک نفره هستند که به این معناست که اگر تعداد افراد زیادی با آنان قرارداد ببندند،احتمالاً به مشکل خواهند خورد.»

ممکن از مردم اشتباه کنند اما همۀ این ها بستگی به حسی است که شما به آن ها می دهید. این چیزی است که برند شما به آن ها می گوید.

«در این فکرم که آیا آن ها چنین تجربه ای داشته اند و یا می دانند که چه انتظاری باید داشته باشند؟»

این چیزها کاملاً رایج است و خیلی ها در آغاز شماره ثابت هم ندارند. اما این ها اولین مواردی است که بعد از کمی رشد، به آن ها توجه می شود و بعد از آن کار رونق بیشتری می گیرد. مردم می خواهند بدانند که چه کاری و چطور انجام می دهی. بعضی از محصولات و یا خدمات به مدرک و سند نیاز دارند. در غیر این صورت آن ها حرف های شما را باور نمی کنند و یا به نظرشان برای حقیقت داشتن بیش از حد خوب است.

برای مثال:

اگر شما بگویید که یک خدمت پر منفعت ارائه می کنید و سپس کارت ویزیتی ارزان و یک طرفه با چاپ بد و آدرس ایمیل رایگان به آن ها بدهید آنگاه ثبات برند نخواهید داشت. اگر بروشورها، تیم فروشندگان و فعالیت های آنلاین بازاریابیتان به مردم بگویند که شما یک خدمت مدرن، بسیار ساده و بی دردسرارائه می دهید و سپس آن ها را برای استفاده از این خدمات به یک سایت با طراحی بد که ثبت نام و استفاده از آن بسیار دشوار است ارجاع دهند، آنگاه شما برندی بی ثبات خواهید داشت. اگر می خواهید مردم باور کنند که شما تأمین کنندۀ قابل اعتماد محصول مورد علاقۀ آن ها هستید و به درخواستشان در طول 24 ساعت رسیدگی نکنید و یا اطلاعات بازگشت پول و یا گارانتی را در اختیارشان قرار ندهید، بله شما هم بی ثباتی در کسب و کار را دارید.

اگر شما برندی بی ثبات داشته باشید، مردم امید خود را نسبت به توانایی شما برای تأمین خدمات و یا محصولات درخواستیشان به روشی که ادعا کرده اید را از دست می دهند. اگر می خواهید موفق شوید، مشتری خود را بشناسید و تمام فعالیت های خود را نسبت به آن ها شخصی سازی کنید. اگر چنین نکنید، یا به دنبال جای دیگری خواهند گشت، و یا به محض یافتن فردی بهتر از شما، به او روی خواهند آورد.

شش وجهی برندسازی

برای باثبات نگه داشتن برند خود، ما باید به تمام جنبه ها توجه کنیم و اطمینان حاصل کنید که همۀ آن ها سیر یکسانی را طی می کنند و پیام یکسانی را به روشی مشخص مخابره می کنند. یک برند شامل شش مشخصه است که شش وجهی برند را تشکیل می دهد که توسط ژان نوئل کپفرر (Jean-noel Kapfere) اختراع شده است:

جنبه های فیزیکی: ویژگی های فیزیکی برجسته ای مانند رنگ، شکل، آرم و یا هر چیز دیگری که توسط جامعه هدف قابل رویت است و وقتی مشتری در مورد برند فکر یا صحبت می کند، تصویری را در ذهنش تداعی می کند.

شخصیت برند: این مشخصه شخصیت و صفات برند شما را تعریف می کند. در این جا برند به انسانی تشبیه شده که خلقیاتش به روش خاصی از نگاه مشتری برداشت شده است. آین مورد را می توان به نسبت دادن خلقیاتی مانند خجالتی بودن، باسلیقه بود و یا بشردوست بودن به یک فرد ارتباط داد.

فرهنگ برند: این مشخصه بیانگر ارزش ها و اصولی است که یک برند از آن پیروی می کند. برای مثال، یک برند که شعار «هوای پاک» را سرلوحه خود قرار داده، در تمام جوانب کاری، از تولید تا بازاریابی، از قوانین طبیعت دوستانه پیروی می کند.

روابط برند: روابط یک برند شامل رابطۀ آن با مشتریان، نحوۀ برقراری ارتباط با جامعه هدف و نحوۀ تأثیرگذازی و فراهم کردن خدماتی خاص برای مشتریان می شود.

بازخورد مشتریان: این مشخصه به معنی نحوه نشان دادن بازخورد مشتریان نسبت به یک برند خاص است. این موضوع با نظر مشتریان نسبت به یک برند متفاوت است. بازخورد مشتریان بیشتر در مورد افرادی بحث می کند که از خدمات برند بدون نوجه به نامش استفاده می کنند.

تصویر شخصی مشتری: این مشخصه توضیح می دهد که مشتری چه درک و تصوری از خود نسبت به استفاده از یک برند دارد. برای مثال، نحوه تفاوت قائل شدن زنان و مردان برای تخصیص جنسیت به برندی خاص.(برند مردانه و زنانه)

تعریف برندتان به شکل دیداری

با توجه به نکات اشاره شده در شش وجهی مشخصه های یک برند، چگونه یک برند خود را در قالب ارتباط دیداری نمایان می کند؟ بگذارید دربارۀ چند عامل فیزیکی برندتان و نحوه همکاری آن ها برای نمایاندن کردن برند، فکر کنیم. تصویر فوق از در شرکت امریکن سایکو (American Psycho) عکس برداری شده و در آن شخصیت های اصلی در حال هواپیما بازی با کارت های ویزیتشان هستند. چقدر غرورانگیز! این احساسی است که شما باید نسبت به برند خود داشته باشید.

طراحی آرم: آرم اولین چیزی است که افراد از برند شما می بینند. می توانید از آرام خود برای رضایت گروهی مشخص و افرادی خاص استفاده کنید تا باعث ایجاد انگیزه برای کسب اطلاعات بیشتر نسبت به خدمات و یا محصولاتتان در آن ها شود.

طراحی نوشت افزار: با استفاده از کارت ویزیت هایی که با طراحی حرفه ای مخصوص برند شماست و بروشور ها و دیگر نوشته های تبلیغاتی می توانید به این مهم تاکید کنید که کسب و کارتان با ابتکار خودتان شکل گرفته است.

علائم فروش: علائم فروش زیبا در جذب مشتریان جدید بسیار مؤثر است. آن ها تحت تأثیر ظاهرشان قرار می گیرند و با انتظارات و نقدینگی بیشتر وارد عمل می شوند.

طراحی سایت: برای بسیاری از کسب و کار ها، سایت ها اولین وسیله برای جلب مشتری هستند. چرا که سایت ها توانایی بازاریابی مستقیم در سطح شخصی را دارند و می توان از آن ها به جای بازاریابی در فضاهای مجازی پر جمعیت و شلوغ مثل فیسبوک که ممکن است مشتریان به راحتی حواسشان پرت شود و به جای دیگری بروند، استفاده کرد. این کار درست مثل داشتن یک مغازه مجزاء به جای غرفه ای در یک فروشگاه است.

برندسازی در رستوران

چرا برندسازی مهم است؟

اصولاً در هر خریدی که مبلغ آن محصول یا خدمت خیلی کم نیست، افراد مقدار قابل توجهی از زمان را صرف فکر کردن در مورد نحوه به دست آوردن چیز مورد نظر یا حتی بیشتر از آن با کمترین هزینه ممکن می کنند. در نهایت، تصمیم خواهند گرفت که پول خود را در چه برند یا نمایندگی ای خرج کنند. برای این کار، آن ها باید بدانند که کدام محصول یا خدمت موجود، بهترین است.

اما بهترین یعنی چه؟

بهترین برای چه کسی؟ بهترین برای بچه ها یا بزرگسالان؟ بهترین راه حل کوتاه مدت یا بلند مدت؟ دلایل متفاوتی برای بهترین به نظر آمدن در نظر شما نسبت به دیگران وجود دارد چرا که فقط شما می دانید که دقیقاً چه می خواهید. برند های حرفه ای سعی بر آن دارند تا به مشتریان این حس را القاء کنند که آن ها در رأس دنیای کسب و کار هستند و محصولات و خدماتشان فقط برای آن ها طراحی شده است. وقتی افراد هواداران یک برند می شوند که فکر کنند آن برند مراقب آن هاست و سعی می کند تا برای حل مشکلاتشان از راهی که توانش را دارند به آن ها کمک کند. نیازی نیست تا برند ها و محصولات دیگر را جست و جو و تحلیل کنند، چرا که آن ها برندی که خواسته هایشان را برآورده کند را یافته اند. معمولاً وقتی افراد برندی معتبر را می باند تا زمانی که دلیلی برای جدای از آن نباشد، به آن وفادار می مانند.

مشتریان به خدمات و محصولات و نحوۀ ارائه آن ها توسط شما نگاه می کنند. اگر از عملکرد شما رضایت داشتند، برندتان را امتحان خواهند کرد. سپس اگر تجربۀ خوبی برایشان باشد، خرید های بیشتری انجام می دهند و اگر تجربه خوبی نباشد به دنبال جایگزین می گردند مگر در زمانی که جایگزینی نباشد و یا احساس کنند که شرکت نسبت به خرید قبلی تغییر کرده و پیشرفت چشمگیری داشته انگاه دوباره خرید خواهند کرد. هیچ چیز به اندازه برندسازی دوباره توسط خود شرکت نمایان گر تغییر نیست. زیرا این کار به مردم نشان می دهد که آن ها قصد دارند تا روش متفاوتی را پی بگیرند و به همین دلیل شرکت هایی که مدت های طولانی مشکلات شهرت داشته اند، از این انتخاب استفاده می کنند.این راهی است که شرکت های بزرگ برای کسب درآمد بیشتر در حین رشد استفاده می کنند. برای مثال:

رستوران های «الف» و «ب» فروشندۀ غذا (مثلا پیتزا، چون خیلی خوش مزه است) هستند. هر دو پیتزاهایشان را به روش متفاوتی تأمین می کنند چرا که می دانند وقتی مردم می خواهند پولشان را صرف خرید از آن ها کنند دلیلش چیست، به دنبال چه هستند و چقدر می توانند هزینه کنند. بنابراین برند آن ها این افراد خاص را به شکل به خصوصی تأمین می کند.

رستوران الف برای هر پیتزا 20 یورو دریافت می کند و مشتریانش بیشتر افراد پول داری هستند که به طور تمام وقت در شهر های بزرگ زندگی می کنند و در ساعت 11 شب تعطیل می کنند چرا که مشتریانشان در حدود این ساعت به استراحت شبانگاهی خواهند رفت.

رستوران ب برای هر پیتزا 10 دلار دریافت می کند و اغلب مشتریانش دانشجویان هستند که نیمه وقت کار می کنند. آن ها در 3 صبح تعطیل می کنند زیرا اکثر مشتریانشان تا نیمه های شب بیرون از خانه به دنبال عیش و نوش هستند و سر آخر به دنبال غذاهایی خاص خواهند بود.

مواردی که باعث رضایت مشتریان رستوران الف است، بعید است که بتواند رضایت مشتریان رستوران ب را جلب کند. هر دو رستوران مشخصه های خاصی دارند و مشتریان بدون این که بخواهند تحقیق خاصی انجام دهند می دانند که چه انتظاراتی می شود از این دو داشت.

برای ساخت برند و یا شروع کسب و کار سؤالات متعددی باید پرسید که مهم ترین آن ها موارد زیر است:

  • جامعه هدف این برند کیست؟
  • چه مشکلی را قرار است حل کند؟
  • هدف این برند چیست؟

با یافتن جواب این سوالات می توانید با موفقیت با یک نمایندگی برندسازی ارتباط برقرار کنید و از آن ها برای کارهای برندسازی خود کمک بگیرید و رویای خود را به حقیقت پیوند دهید.

نتیجه گیری تعریف برندسازی

بسیاری از شرکت هایی که برای رشد در تلاش هستند در این شرایط (برندسازی) درگیر هستند چرا که نمی دانند جامعه هدفشان کیست و چه قصد حل چه مشکلی را دارند و یا هدفشان چیست. با دانستن جواب این سؤالات، شروع راه رشد و موفقیت در کسب و کارتان هموار می شود. شما خواهید دانست که چه بخش هایی از کسب و کارتان را باید گسترش دهید، چه بخش هایی را باید کوچک تر کنید و خواهید فهمید که تصمیمات چگونه بر کسب و کارتان در طولانی مدت تأثیر خواهد گذاشت.

اگر هر سوال یا مشکلی در برندسازی و یا برندسازی شرکتتان دارید، با ما در ارتباط باشید. همچین نظر و انتقادات خود را در مورد برندسازی و تعریف آن با ما در نظرات به اشتراک بگذارید.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو خبرنامه پول پدیا شوید

اخبار

error: !در صورت نیاز به کپی مطالب با ما تماس بگیرید

عضو خبرنامه پول پدیا شوید

با عضویت در خبرنامه پول پدیا از این پس بهترین های بازار پول و سرمایه و صدها مطالب مرتبط دیگر را به صورت هفتگی روی ایمیل خود دریافت خواهید کرد

شما عضو خبرنامه پول پدیا شدید :)